الهی بمیری... الهی داغ ببینی امّا داغترین لحظه در عاشقی باشه ...الهی داغون شی مثل قاصدکی که از بوته جدا شده ...سرشار از آرامش و احساس تعلق الهی بخوری به زمین اما هنگامی که در آغوش عزیزت غلطانی الهی تنها ترین باشی در چشم کسی که تو را عاشقانه می پرستد ...الهی غم داشته باشی غم دلدادگی و دلبستگی و شیدایی معبود ...الهی بسوزی از آتیش سوزان چشمان عزیزت الهی بمیری از لذت و عشق و همراهی محبوبالهی نبینمت که به غصه زبونم لال اسیری الهی کور بشم که نبینم غم و دردت ، همه هستیالهی که بخندی:blush::rose::hea
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی

نمیدونم کسی هم تو این فضا مونده یا نه ...
فکر می کنم همه اسیر فضاهای مجازی موبایلی شدن و اینجا رو خالی کردن
اما من می خوام کماکان بنویسم ...
بنویسم از راهی که رفتم و تهش هیچی گیرم نیومد ...
همین فضای مجازی ، تلگرام و وایبر و واتس آپ و لاین و همه
هیچی توش نموند ، فقط من موندم و یه تجربه ی بد و یه عالمه دلتنگی و افسردگی ...
خدا میدونه حالم بده ...
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی


زندگی رنگ تو به خود گرفته
بوی نرگس ، تمام مرا در بر گرفته
همه جا صحبت از غیر است و در من صحبت از تو
روز ها به تو پیچیده و شبها سرشار از توست
گویا خواب هم امانم نمیدهد که فارغ از تو باشم
و چقدر این روزهایم پر از تو شده
حتی نفسهایم طعم تو را دارد...
ای همه تو ، ای همه من
صبحت بخیر
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
آتش به دست گرفته ای
تا جان من بسوزی؟
انگار خواب خوابی
سالهاست سوخته ام من
سالها ز بیقراری
از دوری و فراقت
میسوزم و خرابم
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
و سکوت چقدر زیباست ...
وقتی تمام آدمها
یکباره تصمیم می گیرند
به احترام تو
کمی سکوت کنند...
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
تقریبا یک سال می گذرد
و در من هنوز تمام نشده ای ...
اگر روزی مسیرت افتاد ،
یادت باشد ،
روزی تمام من بوده ای ...

برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
یک روز نبود ...
یک عمر بود که گذشت ...
عمری که در عرض 5 ساعت طلایی گذشت ...
او حرف میزد و من فقط نگاه می کردم ...
انگار نه انگار که اولین بار و اولین ملاقاتمان بود ...
گویا سالهاست محرم اسراره...
آرامش موج میزد در طنین قشنگ صداش ...
ممنون ازش
نوشته شده توسط دلداده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ |
برچسب: دیدمش,
نویسنده: سینا فرهادی
نمیدونم کسی هم تو این فضا مونده یا نه ...
فکر می کنم همه اسیر فضاهای مجازی موبایلی شدن و اینجا رو خالی کردن
اما من می خوام کماکان بنویسم ...
بنویسم از راهی که رفتم و تهش هیچی گیرم نیومد ...
همین فضای مجازی ، تلگرام و وایبر و واتس آپ و لاین و همه
هیچی توش نموند ، فقط من موندم و یه تجربه ی بد و یه عالمه دلتنگی و افسردگی ...
خدا میدونه حالم بده ...
نوشته شده توسط دلداده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۵ |
برچسب: مینویسم,
نویسنده: سینا فرهادی
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
برچسب: مهر بانو,مهر بانوت,مهربانو و عسلک,مهربانو توفیق,مهر بانو سلطان,مهربانو و مهربان,مهر بانو ما را بس,مهر بانو تسهیلات,بانوی مهر,بانوی مهر رضا طیبی,
نویسنده: سینا فرهادی
برچسب: ماه و ماهی,ماه و ماهی حجت اشرف زاده,ماه و ماهی متن,ماه و ماهی شعر,ماه و ماهی امیرحسین,ماه و ماهی امیرحسین استیج,ماه و ماهی حجت اشرف زاده متن,ماه و ماهی حجت,ماه و ماهی پیانو,ماه و ماهی نت پیانو,
نویسنده: سینا فرهادی
برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی
بسی خوش آمدی ..
به دنیای رنگ ها و صداها ...
به کوچه پر ترافیک احساسات و افکار
به سرای دلتنگی های بیقرار بی گدار...
خوش آمدی ...
به نفسهایت بسپار ، عاشقانه تنفس کنند ...
چون وقتی برای تلف کردن نداری ، بابای من ...
تا چشم وا کنی ، داری تو هم برای دخترت می نویسی ...
پس زندگی کن ، نور دیده ...

برچسب:
نویسنده: سینا فرهادی